روزی ازخیابانی رد می شدم که ناگهان متوجه نوشته ای روی دیوارشدم که نوشته بود: وقتی دیدی جوانی برگوشه ای تکیه داده وگریه می کندبدان که عاشق است ودلشکسته. منم ازروی کنجکاوی نوشتم: چه معنی داره. روزبعدکه داشتم ازهمان جاردمی شدم دیدم زیرنوشته من نوشته که
:عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی که
پاییزبهاری است که عاشق شده است
من چیزی ننوشتم وردشدم . فرداکه داشتم دوباره ازهمان جاردمی شدم دیدم روی دیوارچیزی نوشته نشده وفقط جنازه یک جوان روی زمین است
.